چرا وبلاگ نویس خوبی نیستم
مشکل من این است که همیشه یک رو بوده ام. دروغ گفتن را والدینم یادم ندادند. پنهان کردن را همیشه انجام میداده ام اما این پنهان کاری کمتر با تحقیق و تفحص روبرو میشد و بنابراین کمتر احتیاج به دورویی داشتم. برای همین هم هست که وبلاگ نویس خوبی نمیشوم. چون نمیتوانم با هویت حقیقیم درونیاتم را بنویسم و با هویت جعلی هم احساس دورویی میکنم یا از این که بازخوردها به خودم برنمیگردد بلکه به شخصی جعلی برمیگردد ناراحت میشوم. ایمیلهایم نام واقعیم هستند. وبلاگم به نام خودم است. صفحه فیسبوک و فرندفیدم هویت حقیقی دارند. پس ترجیح میدهم وقتی نقابی نزده ام با رو کردن درونیاتم هویتم را برملا نکنم. و این گونه است که تبدیل میشوم به شخصی خنثی. بدون جهت گیری. کسی که تنها میتواند فلان و شعر صادر کند نه حرفی که موجب بازخوردی سهمگین شود.